عشق شرقي، عشق غربي
طبا شمع شريعت در جاده طريقت
عطش جانها
بندگی پروردگار هدف اصلی عرفان اسلامیگرایش چشمگیر جهان غرب به امور درونی و توانایی های باطنی انسان و پیدایش صدها فرقه کوچک و بزرگ در این راستا، اندیشمندان غرب را با موضوعی بسیار مهم، جدید و فراگیر روبه رو ساخته است. و خداوند عشق بود و خداوند کلمه بودهیچ پیامبری تا قبل از نبوت اصلا نمی دانست ایمان چیست ، شما نیز دعوی ایمان نکنیدعشق بورزید ، دعوای دین داری نکنید، همه ادیان حتی بت پرستان را بپذیرید ، قتل نفس نکنید. بت بشکنید نه بت پرست را، بت پرست گرفتار جهل است و جهل او همانا بت اوست . ایران فرهنگی و تصوف اسلامیاکنون مدت زمانی است که سخن از «اسلام ایرانی» گفته شده است. منظور از اسلام ایرانی فهم ایرانیان از اسلام است که به صورت ایران فرهنگی۱ در ایران و کشورهایی که اکنون به لحاظ سیاسی جزو ایران نیستند، ظاهر شده است. در واقع ایرانیان با سابقه معنوی خویش، حقیقت معنوی اسلام را پذیرا شدند و مغلوب آن گردیدند. هشیاری را به چهار مرحله تقسیم کرده اندهشیاری را به چهار مرحله تقسیم کرده اند .... از مدح تا معرفتسنایی اولین شاعری است که به طور اخص مضامین عرفانی را در شعر فارسی وارد ساخته است و از تمثیل و تشبیه و استعاره برای بیان مباحث عرفانی استفاده کرده است. راز در دایره گردونتو ای دوست که او را منکری و پای در بند علم و عقل بسته ای، این هر دو خود در جهد در معرفت او پای بسته ی تو اند. بشارت باد تو را که علم عقل به روزگاری نچندان دور گوی سبقت از عارفان در معرفت او خواهند ربود. و اگر پیش از آن واقعه مرگ تو را در یابد بشارت باد که از علم و عقل و عرفان سبقت داری و به سوی او میروی که مرگ پیش از مرگ پاسخ بر سوال بودن یا نبودن است. همسویی ادراکگفتم در ادارک هستی نیز چنین است. گفت چگونه؟ گفتم آدمی دفتری نوشته شده را می خواند. افسانه ای به بلندای تاریخ از ازل تا ابد. ادراک او هر لحظه با صفحه ای نو همسو می شود و او را هر لحظه حالی نو است که چون به صفحه دیگر رود متغییر شود و پایدار نماند آن حال و حالت. ترانههای سکوتشیخ عزیزالدین محمدنسفی (م۶۰۵هـ .ق) از عارفان و عالمان قرن ششم هجری و از شاگردان شیخ سعدالدین حموی، در کتاب «مقصد اقصی» مینویسد: «… و عمل اهل طریقت ۱۰چیز است: اول طلب خدای است. شهد در وچوداین شهد وجود که گفتم یعنی چه؟چرا گفتم شهد؟خود این وجود چست؟ شهد چست؟ هیچ بر این کلمات مجادله نمی کنم.مفاهیم را میگویم که در کلمات سخت می گنجند. این وجود را گفت باش پس پدید آمد یکباره. ما حماقت می کنیم که یک به یک شرح میکنیم. شهد وجودهی سکوت میکنم که هیچ نگویم، هی مفاهیم شعله می کشند، این پری رو تاب بر نمی آورد مستوری و این کلمان هم چون تصویرگران چلاق لجظه ای از رقص شعله را (کج) می کشند و من می مانم و این شعله های رقصان و رقصنده که نامرئی می شوند. عشق ـ فسمت اولغم عشق آمد و غمهای دگر جمله ببرد .... ابن عربی و تأویلبحث براین است که فرایند فهم متون دینی مثل قرآن و روایات ویا کتب مقدس چگونه شکل می گیرد و نقش معارف عرفی و زبان عادی در فهم این متون چیست؟ مرگ از منظر عرفانمن میخواهم از این زندان بیرون بیایم. ما با این انگیزه، با این جهانبینی، با این دید همراهیم. چون برسی به کوی ما / خامشی است خوی مابررسی تطبیقی معرفت سکوت در اندیشه مولوی و بودا خلق را تقلیدشان بر باد داد...کاربرد گسترده دو اصطلاح «تحقیق» و «تقلید» در متون عرفانی به ویژه در آثار شمس تبریزی برای مولویشناس و عرفان پژوه آمریکایی، ویلیام چیتیک انگیزهای فراهم آورده تا به بررسی و تحلیل آن بنشیند. زیبای متناقضبررسی مفهوم شطح درکلام روزبهان قطبی و دیگر عرفا پنج وادی خودسازی و سلوکنفس انسانی، همان روحی است که در کالبد جسمانی قرار گرفته و مراحل کمالی خویش را از جماد تا حیوانی در یک حرکت جوهری پیموده است و در مقام انشاء آخری، ماهیت کلی انسانیت را به دست آورده است. این روح، که اکنون در صورت دیگری تجلی یافته به سبب محدودیت های چندی، دارای دو جنبه است که در تعبیر قرآنی از آن به «عندکم» و «عندالله» و در برخی از اصطلاحات روایی و عرفانی با توجه به برخی از آیات از آن به جنبه وجه الله (یا امری) و جنبه خلقی یاد می شود. |